خانه
یادداشت
مقاله
ویژه
Article
صدا
پیوند
آرشیو
تماس


تماشاگر رهايي‌يافته
نویسنده: ژاک رانسير/ ترجمه‌: صالح نجفي، مهدي اميرخانلو
 
مقاله 3370
از رمانتيسم آلماني به بعد، انديشيدن به تئاتر با ايده‌ي اجتماع زنده پيوند خورده است. تئاتر همچون شکلي از قانون اساسي زيباشناختي اجتماع ظاهر شد - قانون توزيع امور حسي در جامعه. در اينجا منظورم اجتماع به‌منزله‌ي روشي براي اشغال يک مکان و يک زمان است، يا بدن متحرک در تقابل با دم‌ودستگاه بي‌جان قوانين؛ مجموعه‌اي از ادراکات، ژست‌ها و نگرش‌هايي که مقدم بر قوانين و نهادهاي سياسي‌اند و از قبل به آنها شکل مي‌دهند. تئاتر، بيش از هر هنر ديگري، با ايده‌ي رمانتيک انقلاب حسي ـ زيباشناختي پيوند خورده است، انقلابي که نه مکانيک يا روش کارِ دولت و قوانين بلکه صورت‌هاي حسي تجربه‌ي بشري را تغيير مي‌دهد...
 ۲۰اسفند۱۳۹۵ ادامه مطلب

 

 Rss Feed     Mailing List 
نقل هرگونه مطلب تنها با ذکر نشانی سایت مجاز است. 2017©