خانه
یادداشت
مقاله
ویژه
Article
صدا
پیوند
آرشیو
تماس


بيانيه تز يازدهم: درباره عصيان‌هاي مردمي اخير
نویسنده: تز يازدهم
 
يادداشت 4398
[...] رابطه اين جنبش با زمان بيش از هر چيز به ماهيت دروني آن اشاره دارد يعني به نياز حاد و سراسري براي کسب تجربه، و تعميق و بلوغ آن و شکل‌گيري فضايي براي همبستگي سياسي. تأمل تفکر چپ‌گرا بر اين اعتراضات و بيرون کشيدن ميانجي‌هاي اجتماعي و تاريخي آن در سطح کل کشور و مهم‌تر از آن روشن‌ساختن پيوند اين اعتراضات با بحران کل نظام سرمايه داري جهاني، خود يکي از زمانمندي‌هاي اين جنبش است. پيشروي اين جنبش مستلزم درگيرشدن با انواع زمانمندي‌هاي وسيع‌تر، از جمله زمان نهادهاي جامعه مدني و زمان سامان‌يابي محلي و بعد سراسري جنبش، زمان گفتگو، زمان به‌هم رسيدن گروه‌هاي مجزا چون زنان و کارگران و اقليت‌هاي قومي و ديني و ... است. افق‌هاي کلي‌گراي اين اعتراضات در هيچ کجا اسير تنگ نظري‌هاي ناسيوناليستي ، قوميتي، مذهبي و هويتي نشده‌اند و به طرز وسيع آنها را پشت سر نهاده‌اند. وصل کردن اين اعتراضات به پيشرفته‌ترين اعتراضات کارگري و انقلابي سراسر جهان وظيفه گروه‌ها و افرادي است که از منظر چپ کنش- تفکر خود را به اين اعتراضات پيوند مي‌زنند.
 ۱۹دي۱۳۹۶ ادامه مطلب

 

 Rss Feed     Mailing List 
نقل هرگونه مطلب تنها با ذکر نشانی سایت مجاز است. 2018©